ایران، میان سرکوب و زندگی

iran.jpeg

آنجه امروز در ایران جریان دارد، نه رویدادی استثنایی‌ست و نه انفجاری ناگهانی. این صدا، صدای زندگی‌ای است که سال‌ها زیر فشار خرد شده و دیگر سرکوب و سکوت را برنمی‌تابد. مردمی که به خیابان آمده‌اند نه ابزار توطئه‌اند و نه بازیچهٔ قدرت‌های جهانی؛ آن‌ها زادهٔ فقرِ مطلق، سرکوبِ ممتد، تبعیضِ روزمره و آپارتایدی‌اند که در تار و پود زندگی‌شان تنیده شده است. این اعتراض‌ها از بیرون نیامده‌اند؛ از دل خانه‌ها، خیابان‌ها و انسان‏‌هایی برخاسته‌اند که دیگر نمی‌خواهند فقط زنده بمانند، می‌خواهند زندگی را زندگی کنند.

قدرت‌های جهانی می‌کوشند این واقعیت‏های عریان را با منافع خود هم‏سو سازند. در یک سو، سیاستمدارانی که با بی‌شرمی، کشته‏شدگان را "مسلح" می‌نامند تا خون‏های ریخته شده را توجیه کنند و در سوی دیگر، بخشی از چپ جهانی که با پناه‌گرفتن پشت تئوری "مقاومت ضدامپریالیستی" رژیمی را سفیدشویی می‌کند که همان منطق اشغال، آپارتاید و خشونت سازمان‌یافته را شبانه‌روز علیه مردم خود به کار می‌گیرد. در این روایت‌ها، رنج مردم یا انکار می‌شود یا به سکه‌ای در معاملات بزرگ‌تر بدل می‌گردد.

در داخل ایران، مسئله نه رقابت میان دو نیروی سیاسی، بلکه رویارویی مستقیم بخش‌های ستمدیدهٔ جامعه با رژیمی است که با زندان، گلوله و اعدام نفس می‌کشد و هر امکان سازمان‌یابی مستقل را در نطفه خفه می‌کند. هم‌زمان، نیروهای سلطنت‌طلبِ خارج‌نشین، بی‌آن‌که ریشه‌ای واقعی در درون جامعه داشته باشند، با تکیه بر سرمایه، رسانه‌ها و حمایت‏‌های خارجی می‌کوشند جنبش‌های اعتراضی را از بیرون منحرف یا مصادره کنند. این نیروها نه افق رهایی، بلکه سایه‌هایی سنگین و منحرف‌کننده بر مسیر مبارزه‌اند. اما آنچه پیوسته نادیده گرفته می‌شود، نیرویی‌ست که از پایین، از دل رنج و مقاومت روزمره جان گرفته است؛ از اعتراضات دی ۱۳۹۶ (۲۰۱۷) و آبان ۱۳۹۸ (۲۰۱۹) تا خیزش انقلابی ۱۴۰۱ (۲۰۲۲) با شعار "زن، زندگی، آزادی"، کارگران، زنان، اقلیت‌ها و انسان‌های به‌حاشیه‌رانده‌شده، با دستانی خالی اما با مطالباتی به حق، خیابان را به صحنه انقلاب بدل کرده‌اند. 

با این‌همه، مسیر این خیزش‌ها نه به‌دلیل ضعف مطالبات، بلکه زیر فشار سرکوب سازمان‌یافته‌ی دولتی و تلاش‌های بیرونی برای مصادره و انحراف اعتراضات بارها به شکست انجامیده است. جمهوری اسلامی هر امکان تداوم مبارزات را با گلوله پاسخ داده و هم‌زمان، نیروهای راستِ سلطنت‌طلب کوشیده‌اند با تحریف معنای مبارزه و تحمیل خواسته‌های خود، ابتکار عمل را از دست مبارزین بربایند. اما با وجود اختناق و سرکوب، قشر ستمدیده عقب ننشسته است؛ هنوز با دستان خالی، از دل هر شکاف ممکن، به جنگ این نظم نابرابر بازمی‌گردد.

مردم ایران نه بازگشت به گذشته را می‌خواهند و نه نجات از بیرون را. آن‌ها برای نان می‌جنگند، برای کرامت، برای آزادی و برای حق تصمیم‌گرفتن درباره‌ی زندگی خود. این مبارزه نه قیم می‌خواهد و نه منجی. آینده‌ی ایران نه در کاخ‌ها نوشته می‌شود و نه در تبعید؛ آینده در خیابان‌ها، در اعتصاب‌ها و در مبارزات روزمره رقم می‌خورد که با وجود سرکوبِ عریان و هولناک، هنوز ایستاده‌اند، هنوز مقاومت می‌کنند، هنوز امید را زنده نگه داشته‌اند!

جمع اندیشه و پیکار - ۱۷ ژانویه ۲۰۲۶